ابراهيم عاملي ( موثق )
180
تفسير عاملي ( فارسي )
تأويلات : در بستن و خواهش زليخا اشاره بظهور و نمودارى نفس لوّامه است به صورت و سيرت زن زيبا و دعوت نفس است از قلب و گولزدن آن و چيرگى بر آن و نمايش دادن خوبيها و خوشيهاى نفسانى بر قلب و بستن راه وصول قلب است به روح بوسيله ى جلوگيرى از فكر و بستن راه نور حقّ در نتيجه ى صفات نفسانى كه پرده ى بصيرت آدمى هستند ، و جمله ى « هَمَّ بِها » اشاره است بميل و توجّه قلب ، بنفس چون تلوّن و مستقيم نبودن آدمى موجب اين است كه گاهى قلب بنفس متوجّه شود . و ديدن برهان اشاره است بادراك قلب بوسيله ى نور بصيرت و چشم عقل و زشتى اصلى آن را « قُدَّ مِنْ قُبُلٍ » 26 مجمع : قرائت « نادر » قبل و دبر « با سه ضمّه است . « وَشَهِدَ شاهِدٌ » 26 فخر : در اين جمله سه قول است : 1 - عقيده ى عدّه ى زياد از مفسّرين اين است كه پسر عموى زليخا مردى حكيم و خردمند بود و در جلو دربار با عزيز آهنگ آن خانه داشتند ، صداى دريدن پيراهن شنيد و چون آنها را ديد آن سخن را گفت و بزليخا و يوسف نيز آن دستور را داد . 2 - عدّه اى گفته - اند : بچه اى در گهواره بود و اين سخنان را گفت . 3 - شاهد همان پيراهن بوده است كه طرز دريدگى آن شاهد عمل آنها بوده است . « قالَ إِنَّه مِنْ كَيْدِكُنَّ » 28 طبرى : چون شوهرش پيراهن را از پشت دريده ديد گفت : اين حيله ى شما زنها است ، و بعضى گفتهاند : اين سخن را هم شاهد گفت : نيشابورى : يكى از علماء گفته است : از زن بيش از شيطان ميترسم چون - براى آنها قرآن گفته است : « إِنَّ كَيْدَكُنَّ عَظِيمٌ » ولى براى شيطان گفته است « إِنَّ كَيْدَ الشَّيْطانِ كانَ ضَعِيفاً » ، جامى : ز كيد زن دل مردان دو نيم است زنان را كيدهاى بس عظيم است عزيزان را كند كيد زنان خوار بكيد زن بود دانا گرفتار ز مكر زن كسى عاجز مبادا زن مكاره خود هرگز مبادا « يُوسُفُ أَعْرِضْ » 29 مجمع : يعنى شاهد بيوسف گفت : بعضى گفتهاند : اين